درسهایی از وصایای امام
 
۱۳۸٩/۸/۱٥ :: ۱٠:۳٢ ‎ب.ظ :: نويسنده : احسان

این پاورپوینت رو من و یکی از هم کلاسی های عزیزم آقای رسول آزادی تهیه کردیم .

دانلود پاورپوینت درس وصایای امام خمینی (ره) با لینک مستقیم و حجم 796 کیلو بایت.
تهیه و تنظیم :احسان خزائی و رسول آزادی کاکاوندی

Only for office 2007 & 2010

   download: 796 KB                        پرشین گیگ

download: 796 KB            سرور قدرتمند باکس


به دلیل حذف شدن فایل از سایت 4share لینک دانلود در دو هاست جدید به روز رسانی شد.



موضوع مطلب :

الف.عاشورا

یکی از مسائل که حضرت امام(ره) در وصیت نامه ی تاریخی خود به ان عنایت دارند،زنده نگه داری و گرامیداشت عاشورا است.امام در وصیت خود مینیویسد:

و از آن جمله، مراسم عزاداری ائمه اطهارو به ویژه سیٌد مظلومان و سرور شهیدان، حضرت ابی عبدالله الحسین صلوات وافر الهی انبیا و ملائکۀالله و صلحا بر روح بزرگ حماسی اوباد هیچ گاه غفلت نکنند.

حماسه تاریخ ساز کربلا در تاریخ پربار خود، طاغوت شکن و فراهم اور زمینه شورش مظلومان عیه استکبار بوده و هست.اهمیت دادن به عراداری و یاد سرور شهیدان در کلام امامت امتیاد اور اهمیتی است که پیامبر اسلام(ص)برای این مساله قائل شدند و از سیٌدالشهدا به عنوان((زینت اسمان ها و زمین)) و نیز ((چراغ هدایت)) و ((کشتی نجات)) یاد کردند.روزی ((ابی بی کعبف در محضر رسول خدا(ص) که امام حسین علیه السلام وارد شد؛پیامبر به تاو نگریست و فرمود((یا اباعبدالله یا زینت السماوات و الارضین))ابی بن کعب با تعجب گفت: ((ای پیامبر!ایا غیر از تو کسی زسنت اتسمان ها و زمین است؟)) پیامبراکرم(ص) پاسخ داد: ((ای ابی!سوگند به خدایی که مرا مبعوث کرد،حسین در آسمان ها بزرگتر است از زمین و بر سمت راست عرش نوشته شده است:الحسین…مصباح هدی و سفینة نجاة)).و نیز فرمود((الا و صلی الله علی الباکین علی الحسین؛آگاه باشید درود خدا نثارعزاداران حسین علیه سلام است)).

پیامبر(ص)درباره ی اظهار محبت به امام حسین(ع) فرمود :

((ان الحسین فی بواطن المومنین محبة مکنونة؛در دل انسانئ های مومن،عشق به امام حسین(ع) نهفته است)).

هم چنین فرمود:

(( ان لقتل الحسین حرارة فی قلوب المومنین لا تبرد ابدا؛شهادت امام حسین علیه السلام جوششی در دل مومن افکند که هیچ گاه خاموش نخواهد شد)).

امام بزرگوارمان از روح ارمان سازو حیات بخش عزاداری ها و راز اصلی حفظ و اهمیت این حماسه تاریخ ساز نیز سخن به میان آورده و خاطر نشان ساخته اند که:

و بدانند آنچه دستور ائمه علیهم السلام وبرایبزرگداشت این حماسه تاریخی اسلام است و آنچه لعن ونفرین بر ستمگران آل بیت است، تمام فریاد قهرمانه ملت ها است بر سردمداران ستم پیشه در طول تاریخ الی الابد.

لازم است در نوحه ها و اشعار مرثیه و اشخار ثنلی از ائمه خق علیهم السلام الله به طور کوبنده فجایع ستمگری های ستمگران هر عصر و مصر یاد اور شود….

لازم به ذکر است که زنده نگه داشتن حماسه ی عاشورا را عامل وحدت مسلمانان نیز خواهد بود؛چنانکه حضرت امام(ره) فرموده اند:

آنچه موجب وحدت بین مسلمین است این مراسم سیاسی است که حافظ ملیت مسلمین به ویژه شیعیان ائمه اثنی علیهم صلوات الله و سلم است.

ب.جاودانگی حماسه ی عاشورا

تردیدی نیست که در جوامع اسلامی شیعی، حلول سال هجری قمری با اقامه ی عزا برای سبط دوم پیامبر(ص) و بزرگداشت حماسه ی و قیام کفر ستیز حسین بن علی علیه السلام به گونه ای شورانگیزآغاز میشود.عزاداری امام حسین علیه السلام به گونه ای سنتی و فراگیر و به شیوه ی مرسوم امروز از اواسط قرن سوم در دوران حکومت دیلمیان،مقارن ظهور شیخ مفید رواج یافته که با افزایش برخی اطز پسوند ها و براین سنت حیات بخش، همچنان در تداوم است.پسران فناخسروبابویه صندلی که از شیعیان و ارادت مندان اهل بیت علیهم السلام بوده اند کوشیدند تا اقتدار ایران را در برابر حاکمانم ستم کیش عباسی احیا کنند.این سلسله چون شیعه ی امامی بودن، عاشورا را به عنوان روز عزا در سال ۳۵۲، روز تعطیل عمومی اعلام کردند.می دانیم که طوفان بنیان کن قوای شیطانی تا کنون نتوانسته است،کم ترین خللی در جلالت پدید آوردغچنان که امام راحل فرمودند:

ملت ما را این مجالس(مجالس عزا)حفظ کرده؛بی خود نبود که مامورین ساواک رضاخان،تمام مجالس عزا راقدغن کردنند…در زمان محمدرضا هم به همین معنا منتها با فرم دیگر.

تمایز میان مرگ سرخ و مرگ طبیعی همچجونئ تمایز میان اب و سراب است ولی انچه به شرح و تنوضیح نیازمند است،تمایز اساسی برخی از مرگ هایسرخ از بعضی دیگر است.بر این اساس،هر محقق ژرف نگر،هر متفکر واقع بین و هر بیننده ی هوشمند میپرسد: چرا حماسه ی تاریخ ساز کربلا در میان جوامع بشری از چنان بالندگی و درخشندگی یی برخوردار است که سایر نهضت ها از این جهت قابل مقایسه با آن نیست؟

راز اصلی این تجلی و جاودانگی را میتوان در مسائل زیر جویا شد:

۱٫برجستگی پیشوای نهضت

برجستگی قیام به برجستگی پدید آورنده و اهداف او بستگی تام دارد و تردیدی نیست که برجستگی پیشوای نهضت در به سامان بودن موقعیت نهضت،تاثیری به سزا دارد؛ چنانکه آوازه ی تاریخی و جاودانگی نهضت نیز به اوازه ی پیشوای ان بستگی دارد.

در این باره پیشوای نهضت عاشورا را مثال می آوریم:پرچم حماسه ی عاشورا بردوش کسی است که امام واجب الطاعة و تجسم سیاست اسلامی و در دامان طهارت و عصمت نفسانی (دامان رسول الله)پرورش یافته است؛بدون تردید حرکت و سیره ی چنین انسانی الگوی جهانیان است؛چنانکه پرچم دارقیام عاشورا،خود این حقیقت اشاره دارد:

((فلکم فی اسوة؛من اسوه ای برای شمایم)).البته کردار،رفتار،گفتارو سنت چنین انسانی از ویژگی خاصی برخوردار است.امام باقر علیه السلام بر این اساس می فرمود((یکون لی بالحسین بن علی اسوة؛حسین بن علی علیه السلام اسوه ی من است)).

در کلام امام صادق علیه السلام نیز چنین آمده است:(لی اسوظ بما یصنع الحسین؛رفتار حسین علیه السلام الگوی من است)

آری برجستگی پیشوای قیام کربلااست که این قیام را جاودانگی بخشیده و سیمای تابناکش را پیش چشم بشریت متجلی ساخته است؛به گونه ای که همواره درس های حیات بخش به تاریخ میدهد و پشتوانه ی جامعه ی انسانی است.امام راحل می فرماید:

وقتی مردم ببینند این کلمه[ضد طاغوت] از حلقوم سیدالشهدا سلام الله علیه بیرمن می اید همه با هم مجتمع میشوند.

یشوای نهضت عاشورا علاوه بر برجستگی اجتماعی و شایستگس ممتاز شخصیتی دارای ویزگی های دیگری نیز بودند که هب ان ها اشاره خواهیم کرد.

۲٫ماهیت و راز اصلی نهضت

ماهیت هر قیام میتواند فلسفه دو اهداف اصلی ان را تبیین کند.قیام کربلا،نهضتی کاملا دینی و معنوی و ماهیت ان،الهی و مذهبی است.فلسفه ی این انقلاب،جز حمایت از حیات اسلام و استقرار نظام عدل اسلامی و کوبیدن نظام سلطه ی اموی نیست.این مساله در خروش و خشم الهی ان رادمرد به ظهور رسیده م تجلی خویش را در جمله ی معروف ان حضرت باز یافته است؛آنجا که فرمود:

و علی الاسلام السلام اذ قد بلیت الامة براع مثل یزید؛

فاتحه ی اسلام را باید خواند ان گاه که امت به جر ثومه ای چون یزید گرفتار شده باشد

توجه به ماهیت این قیام در هر دوره ای می تواند پشتوانه ای برای حرکت تاریخی امت اسلامی باشد؛همیناست که امام راحل چنین هشدار داد و فرمود:

مساله ی کربلا در راس مسائل سیاسی است .

انقلاب اسلامی ایران پرتوی از عاشورا و انقلاب عظیم ان است.

[این قیام] خون های همه ی ملت های اسلامی را به جوش می آورد.

۳٫اهداف آسمانی

اهداف اسمانی قیام طاغوت شکن کربلا همان است که اهداف اصلی بعثت پیامبر انبیای بزرگ را تشکیل می دهد.هدف اساسی قیام امام علبه السلام را می توان در موارد زیر خلاصه کرد:

الف.حاکمیت حق.

ب.حکومت قانون.

ج.کوتاه شدن دست هوس پرتان از مملکت.

بسیاری از اهداف اصلی، بالفعل و بالقوه دیگر نیز از اهداف اصلی این حرکتند.در این باره سخن امام حسین علیه السلام گویای همین حقیقت است.

((الا ترون ان الحق لا یعمل به و ان الباطل لا یتناهی عنه لیرغب المومنین فی لفا الله حقا و انی لااری الموت الا سعادة و الحیاة مع الظالمین الا برما؛

آیا نمیبینید که حق، فروگذاشته می شود و از باطل جلوگیری نمی شود؟ [با این حال] سزاست که مومنِ،دوستدار دیدار خدا (مرگ)باشد.من مرگ را جز سعادت و زیستن با ستمکاران را جز شقاوت نمیدانم.

تردیدی نیست که اهداف گران بار نهضت کربلا، یکی ازعوامل جاودانگی این نهضت است؛زیرا هر انسان آزاده در جریان زندگی اجتماعی خود خواهان تحقق این اهداف است. پس بر افراد جامعه است که این الگو را همواره در پیش چشم نسل های جدید،سرزنده و پر طراوت نگهدارند.امام راحل(ره)می فرمود:(مجالس سوگواری، مجالس تبلیغ اسلام است.سیدالشهدا به داد اسلام رسید).

۴٫پیام های شور آفرین و آزادی بخش

پیام های شور افرین کربلا و حماسه ی عاشورا یکی دیگر از عوامل جاودانگی آن است.

کدام ملت است که در حیات فردی و اجتماعی خود به پیام معروف کربلا((هیهات منالذلة)) توجه نکرده باشد و پیرو منطق رهایی بخش آن نباشد؟و نیز کدام ازادی خواه پاک ضمیر است که از کلام الهی عاشورا((رضا الله رضانا اهل البیت)) درس اخلاص و حرکت نیاموخته باشد و همچنین کدام مسلمان جان بر کف و مجاهد فی سبیل الله که از اشعار ارجمند پرچمدار کربلا((الا من کان فینا باذلا مهجته موطنا علی لقاءالله نفسه فلیرحل معنتا))

جوش و خرورش دیگر به سر نپرورده باشد ؟ پیام مهم امام حسین (ع) این است که اگر نجات اسلام و سرنگون کردن پرچم اهریمنان ، به اهدای خون و ایثار جان آدمی بستگی دارد ؛ باید مضایقه نکرد و دریغ روانداشت . امام راحل (قدس سره) براین اساس همواره می فرمود :

باید بعد سیاسی نهضت کربلا برای مردم بیان کرد و سیدالشهدا برحسب روایات ما و به حسب عقاید ما از آن وقتی که از مدین حرکت کرد ، می دانست که چه می کند و میدانست که شهید می شود ، حتی قبل از تولد او ، جبرئیل این مسئله را به رسول خدا اطلاع داده بود.

۵- درس ها و دستاورد های نهضت عاشورا

درس های آموزنده و دستاوردهای شورآفرین و حیات بخش حماسه ی عاشورا چه در زمان قیام و چه بعداز آن و چه در دوران های بعد تا به امروز ، قابل شمارش نیستند.بیداری اجتماعی،رسوایی گردانندگان نظام اموی و برملاشدن توطئه ی آنان ، ایجاد حرکت در جامعه علیه نظام حاکم آن روز ، به صدادرآوردن زنگ های خطر و دمیدن روح ایثار در کالبد جامعه ، تحمل مشکلات برای تحقق آرمان های والا ، تقویت روح بیداری و روحیه ی امید ک ((ان الباطل کان زهوقا)) گوشه از درس ها و دستاوردهای این حرکت شور آفرین است.

مهم ترین درس ها و دستاوردهای این قیام را می توان چنین برشمرد :

الف.وحدت کلمه

امام راحل (قدس سره) فرمود:

تمام این وحدت کلمه ای که مبدأ پیروزی ما شد برای خاطر این مجالس عزا و این مجالس سوگواری و این مجالس تبلیغ و ترویج است .

امام(قدس سره) از قیام تاریخ ساز ملت ایران علیه طاغوت به ((انفجار)) یاد می کند و در باب تبیین راز اصلی این انفجار تاریخی می گوید :

یک دفعه یک انفجاری حاصل شد که این انفجار در برکت همین مجالس ]بود[ که همه کشور را، دور هم جمع می کرد و همه به یک نقطه نظر می کردند.

این مجالس عزا یک سازماندهی سراسری...کشورهای اسلام یاست.

ب.تقویت روح پرخاشگری در برابر اهریمنان

امام امت دراین باره فرمود:

این خون سیدالشهدا است که خون همه امت های اسلامی را به جوش می آورد.

لازم است در نوحه ها و اشعار مرثیه و اشعار ثنای از ائمه حق علیهم سلام الله ، به طور کوبنده فجایع و ستمگری های ستمگران هر عصر و مصر یادآوری شود.

گمان نکنید که اگر این مجالس عزا نبود ، و اگر این دسته جات سینه زنی و نوحه سرایی نبود ، پانزده خرداد پیش می آمد.

سیدالشهداء...با قیام خود در مقابل طاغوت ، تعلیم سازندگی و کوبندگی به بشر داد و راه فنای ظالم و شکستن استعمار را به فدایی دادن و فدایی شدن دانست و این خود سرلوحه ی تعلیمات اسلام است .

این پرخاش و فریاد باید زنده بماند و برکاتش امروز در جنگ با یزیدیان زمان واضح و مملوس است.

ما هرچه داریم از محرم است و باید به عمق تأثیرآن در عالم توجه داشت .و ما با همین مجالس عزا و گریه قدرت ۲۵۰۰ساله را شکستیم.

اری طاغوت پهلوی چنانکه حضرت امام بدان تصریح داده بودندفدر پرتو شور و حماسه ی محرم شکست و در نهضت مشروطیت نیز چنین بود.

ج.استواری در راه

امام راحل در این باره می فرماید:

حضرت زینب که درباره ی مصیبات وارده بر او گفته شده است: تصغر عنده المصائب، بنی امیه را انچنان تحقیر کرد که در عمر خود چنین تحقیر نشده بود.

شما ملاحضه کنید.... وقتی در آن مجلس پلید یزید صحبت می شود، حضرت زینب-سلام الله علیها-قسم میخورد: ما رأینا إلا جمیلا.

د.عمل به وظیقه

امام راحل فرمود:

کسی مه در صدد عمل به وظیفه است،کسی که خالصانه، جهت جلب ذضای حق گام بر می داردف از شکست های مقطعی، یأسی به خود راه نمی دهد این روحیه بود که ملت ما را پیروز کرد و همچنان در صحنه نگه می دارد.کسی که برای خدا کار می کند شکست در آن نیست؛ ولو کشته بشویم،شکست نداریم.حضرت سیدالشهداهم که کشته شد،لکن شکست خورد؟ الآن بیرق او بلند و یزیدی تو کار نیست.

۶٫اهتمام امامان معصوم علیه السلام

امامن معصوم هر یک به گونه ای در بزرگداشت خاطره ی عاشورا و زنده نگه داشتن آن می کوشیدند،از جمله می توان به نقل های نه گانه ی زیر اشاره کرد:

۱٫کسی که در محرم،امامان معصوم را خندان نمی دید.

۲٫برای مجالس عزاداری حسین علیه السلام در روز عاشورا اهمیت ویزه قائل بئدند و می گفتند:

من ترک السعی فی حوائجه یوم عاشورا قضی الله له حوائج الدنیا؛

((طریحی)) لغت دادن بزرگ اسلامی در مجمع البحرین، ذیل کلمه ی ((عاشورا))(ماه عشر) می نویسد:

موسی کلیم درمناجات خود به درگاه خداوند متعال گفت:« پروردگارا! چرا امت محمد(ص) را بر دیگر امت ها برتری بخشیده ای؟»ندا رسید به دلیل وجود ده چیز که در میان آن ها دیده می شود.

موسی گفت:«آن ده چیز چیست تا بنی اسرائیل را به روی آوردن آنها تشویق کنم؟»ندا رسید:نماز،روزه زکات،حج،جهاد،جمعه،جماعت،قرآن،علم وعاشورا.موسی گفت:«عاشورا چیست؟»؛خداوند متعال فرمود:«عاشورا(روز)گریه کردن و شبیه گریه کنندگان بودن برای دختر زاده ی محمد(ص) و خواندن مراثی و اقامه ی ماتم بر مصیبت فرزند مصطفی است.

ای موسی!کسی نیست که در این روز اشکم بریزد و یا در شما را عزاداران باشد،مگر آنکه بهشت را از آن او کنم و هیچ کس در این روز مالی را در این راه خرج نمی کند، جز آنکه برکتی در مال او مقرر می دارم و در برابر هر درهم، هفتاد درهم به او می دهم و بهشت را جایگاه او می گردانم و او را می آمرزم،به عزت و جلالم سوگند که هیچ زنی یا مردی نیست که در روز عاشورا اشک بریزد جز انکه پاداش صد شهید را به او عطا کنم».

۳٫اهتمام به زیارت قبر سیدالشهدا.

اهتمام به زیارت کربلا از سوی امامان معصوم مورد توجه ویژه بوده است.رسول خدا(ص) و دیگر معصومان همواره،مومنان را به زیارت قبر سیدالشهدا دعوت می کرده اند.این مساله مورد توجه خود آن حضرت نیز بوده است.

در حدیثی از امام صادق (ع) می خوانیم :

من ارادالله به الخیر،قذف فی قلبه حب الحسین و حب زیارته و من ارادالله به السوء قذف قلبه فی قلیه بغض الحسین و بغض زیارته؛

آن گاه که خدا بخواهد به کسی خیری برساند عشق به حسین (ع) و زیارت اورا در دل وی به جنبش در می آورد ولی آن گاه که بخواهد به کسی شر برساند،بغض به حسین و بغض زیارت وی را در دل او به حرکت در می آورد.

((اربلی)) در کشف الغمه این حدیث را از پیامبر(ص) نقل می کند: ((من زار الحسین بعد موته فله الجنه؛هرکسی ]مزار[حسین را پس از مرگش زیارت کند،بهشت بر او واجب می شود)).

ونیز امام صادق(ع) فرمود:

زیارة الحسین واجبة علی کل من یقرالحسین باالأمامة من الله عزوجل و قال ایضاً زیارة الحسین تعدل عندالله مأة حجة مبرورة و مأة متقبله؛

زیارت]مزار[حسین برهرکسی به امامت الهی او اقرار کرده واجب است.و نیز فرمود:زیارت ]مزار[حسین برابر است با صدحج و صد عمره ی مقبول.

۴٫ترویج و تبلیغ اقامه ی عزا برای سیدالشهدا درمیان شیعیان.

۵٫ترویج انتخاب مهر نماز،فراهم آوردن تسبیح از آن تربت و شفادهی تربت کربلا.

۶٫توجه به هنر متعهد(آثارشاعران،نویسندگان،گویندگان و اندیشمندان) و تشویق آنان برای بازگو کردن مصائب اهل بیت.

۷٫معرفی نهضا تاریخ سازکزبلا به عنوان اسوه،چنانچه پیش از این احادیثی از امامام معصوم(ع)در این باره نقل کردیم.

۸٫موکول کردن انتقام به عصر ظهور موعود آل محمد(ص)،امامان معصوم (ع) در موارد گوناگون از امام زمان،موعود تاریخ،به عنوان منتقم خون به ناحق ریخته ی امام حسین (ع) یاد می کردند.این مسأاله هم باعث سرزندگی حماسه عاشورا است و هم دل ها را برای یاری دادن به خون خواهان کربلا با طراوت نگاه می دارد.نکته درخور توجه این است که سیدالشهدا(ع) به عنوان منتقم خون خود یادکرد و آن گاه که یاران گفتند: ((آن قائم کیست؟)) پاسخ داد:او هفتمین فرزند پسرم مکحمدبن علی است.

تریدی نیست که اهتمام امامان معصوم(ع)،درجلوه های مختلف به حفظ و بزرگداشت حماسه عاشورا،یکی از عوامل جاودانگی این نهضت است.

نتیجه

آنچه به اختصار برشمردیم بخشی از اسباب و عواملی است که راز جاودانگی حماسه ی طاغوت افکن و استکبار شکن کربلا را تشکیل می دهد . اگر کسی چون سیدالشهداء(ع)،حماسه شاز عاشورا نبود و ماهیت حرکت او خدایی نبود و اهداف،پیام ها،درس ها و دستاوردهای رهایی بخش و حیا ت آفرین او نبود،هرگز این نهضت اسوه نمی شد،بالنده و جاودانه نمی گشت و مانند سایر انقلاب ها پس از چندی به بایگانی تاریخ سپرده می شد.

بدون تردید جاودانگی و عظمت چشمگیر حماسه عاشورا،همان تحقق وعده الهی رسول خدا (ص) به فاطمه زهرا(س) درباب زندگی نسل های آینده تا روز قیامت است؛پیامبر اکرم(ص) به دخترش چنین نوید داده بود :

یا فاطمه! ان النساء امتی یبکون علی نساء اهل بیتی و رجالکم یبکون علی رجال اهل بیتی و یجددون العزاء جیلاً بعد جیل کل سنة فإذا کان یوم القیامة تشفعین انت للنشاء و انا اشفع للرجال،و کل من بکی منهم علی مصائب الحسین أخذنا بیده وأدخلناه الجنة.

یا فاطمه! کل عین باکیة یوالقیامة الا عین بکت علی مصائب الحسین فإنها ضاحکة مستبشرة بنعیم الجنة؛

ای فاطمه! زنان امت برای زنان اهل بیت من و مردان امت برای مردان اهل بیت من اشک می ریزند و سنت عزاداری را در نسلی پس از نسل همواره حفظ می کنند و آن گاه که قیامت فرا رسد،شما زنان آنان و من مردان آنان را شفاعت خواهیم کرد.هرکس در مصیبت حسین(ع) اشک بریزد،من دست وی را می گیرم و به بهشت می برم.

ای فاطمه! همه ی چشم ها در قیامت گریان است مگر چشمی که در مصیبت حسین گریان باشد،آن چشم؛خندان و شادمان نعمت های بهشت است.

منبع : کتاب درس هایی از وصیت نامه امام خمینی (ره) نوشته سیدمحمد شفیعی مازندرانی

چاپ معارف،فصل چهارم،صفحات ۳۹ الی ۵۰



موضوع مطلب :

۱۳۸٩/۸/٦ :: ۱٢:٢٠ ‎ق.ظ :: نويسنده : احسان

1.    وصیت نامه با حدیث ثقلین شروع شده است.

2.    محمد(ص) و آل او مظاهر جلال و جمال خداوند هستند.

3.    تذکر به گروههای شرق و غرب برای پای فشاری نکردن بر اشتباهشان.

4.    حدیث ثقلین متواتر تر بین جمیع مسلمین است.

5.    اهل سنت در صحاح شش گانه و کتب دیگر از ثقلین گفته اند.

6.    خودخواهان و طاقوت قرآن را وسیله ای برای حکومتهای ضد قرآنی کرده اند.

7.    سرمایه داری ظالمانه و بی حساب مخالف عدالت اجتماعی است.

8.    دشمنان اسلام، اسلام را رژیم سرمایه داری غرب می دانند.

9.    با به راه افتادن اقتصاد سالم عدالت اجتماعی تحقق می یابد.

10. ما مفتخریم 13 بار تکرار شده است.

11. روحانی نما به مخالفان توطئه گر و بازی گران سیاسی کمک می کند.

12. مناجات شعبانیه و عرفات از امامان و امام حسین(ع) است.

13. فقه = دریای بی پایان.

14. زنان همدوش مردان و بهتر از انان برای اسلام گام بردارند.

15. آموزش نظامی از واجبات مهم است.

16. تشکیل حکومت عدل از ابعاد قران است.

17. امریکا = تروریسم دولتی، به اتش کشنده جهان.

18. خیال صهیونیست = تشکیل اسرائیل بزرگ.

19. انگیزه ایثارگری مردم در ایمان و اطمینان به غیب است.

20. اولین حدیث وصیت نامه از رسول اکرم(ص) و در باره قران و عترت است.

21. ملت ایران در حل مشکلات با جان دل بکوشند.

22. در وجود کائنات اسماء الهی تجلی یافته است.

23. ملتهای اسلامی از حکومت ایران الگو بگیرند.

24. قشر متفکر مواظب توطئه دشمنان باشند.

25. در سده های اخیر دشمنان ما را از هر پیشرفتی محروم کرده اند.

26. مردم با اراده و پشتکار به رفع وابستگی ها اقدام کنند.

27. بر دولتهای دست اندر کار است که از متخصصین خود قدر دانی کنند.

28. اسلام و ایران صدمات غم انگیزی از مجلس شورای غیر صالح خورده اند.

29. بعد از مشروطه به قانون اساسی عمل نشد.

30. وصیت امام به نسل حاضر و اینده است.

31. تفاوت دمکراسی امام با دمکراسی غربی در تکیه بر قانون اسلام است.

32. عنوان ملت و مردم از مکررترین عناوین در سخنرانی های امام است.

33. مجلس قانون گذاری در راس همه امور است.

34. اختلاف ازادی امام با غرب در التزام به دیانت اسلام است.

35. اساسی ترین ازادی ،ازادی بیان و عقیده است.

36. انتقاد عامل رشد جامعه است.

37. معیار برابری، تقوی و پاکی است.



موضوع مطلب :

۱۳۸٩/۸/٢ :: ٩:۳٢ ‎ب.ظ :: نويسنده : احسان

یکی از مسائل مهم مطرح شده در وصیت نامه سیاسی- عبادی امام خمینی ره، هشدار های خردمندانه و عبرت دهنده ایشان نسبت فعالیت گروهها و گروهکهای مختلف است.ایشان در این رابطه در وصیت نامه سیاسی- عبادی اشان توصیه های خردمندانه و هشیارهای عبرت آموزانه ای به این گروهها داشته اند، بگونه ای که ایشان در این مورد نسبت به این گروهها می فرمایند:نصیحت و وصیت من به گروهها و گروهکها و اشخاصی که در ضدیت با ملت و جمهوری اسلامی و اسلام فعالیت می‌کنند، اول به سران آنان در خارج و داخل، آن است که تجربة طولانی به هر راهی که اقدام کردید و به هر توطئه‌ای که دست زدید و به هر کشور و مقامی که توسل پیدا کردید به شماها که خود را عالم و عاقل می‌دانید، باید آموخته باشند که مسیر یک ملت فداکار را نمی‌شود، با دست زدن به ترور و انفجار و بمب و دروغ پردازیهای بی‌سر و پا و غیر حساب شده منحرف کرد، و هرگز هیچ حکومت و دولتی را نمی‌توان با این شیوه‌های غیر انسانی و غیر منطقی ساقط نمود، بویژه ملتی مثل ایران را که از بچه‌های خردسالش تا پیرزنها و پیرمردهای بزرگسالش، در راه هدف و جمهوری اسلامی و قرآن و مذهب جانفشانی و فداکاری می‌کنند. شماها که می‌دانید (و اگر ندانید بسیار ساده‌لوحانه فکر می‌کنید) که ملت با شما نیست و ارتش با شماها دشمن است. و اگر فرض بکنید با شما بودند و دوست شما بودند، حرکات ناشیانة شما و جنایاتی که با تحریک شما رخ داد آنان را از شما جدا کرد و جز دشمن تراشی کار دیگری نتوانستید بکنید. ایشان همچنین وصایای بسیار دلسوزانه و هشدار دهنده ای را به این گروهها و گروهکها ارائه می دهند و همواره آنها را از خطر استعمار و غرب آگاه می سازد؛ اگر که متنبه و هشیار شوند؛ اما م امت در اینباره در وصیت نامه خویش خطاب به این گروهها می فرمایند:من وصیت خیرخواهانه در این آخر عمر به شما می‌کنم که اولاً با این ملت طاغوت زدة رنج کشیده که پس از 2500 سال ستمشاهی با فدا دادن بهترین فرزندان و جوانانش خود را از زیر بار ستم جنایتکارانی همچون رژیم پهلوی و جهانخواران شرق و غرب نجات داده به جنگ و ستیز برخاسته‌اید. چطور وجدان یک انسان هر چه پلید باشد، راضی می‌شود برای احتمال رسیدن به یک مقام با میهن خود و ملت خود اینگونه رفتار کند و به کوچک و بزرگ آنها رحم نکند؟ من به شما نصیحت می‌کنم دست از این کارهای بیفایده و غیر عاقلانه بردارید و گول جهانخواران را نخورید. و در هر جا هستید اگر به جنایتی دست نزدید به میهن خود و دامن اسلام برگردید و توبه کنید که خداوند ارحم الراحمین است؛ و جمهوری اسلامی و ملت از شما ان‌شاء‌الله می‌گذرند. و اگر دست به جنایتی زدید که حکم خداوند تکلیف شما را معین کرده، باز از نیمه راه برگشته و توبه کنید. و اگر شهامت دارید تن به مجازات داده و با این عمل خود را از عذاب الیم خداوند نجات دهید؛ والاّ در هر جا هستید عمر خود را بیش از این هدر ندهید و به کار دیگر مشغول شوید که صلاح در آن است.

همچنین در فرازی از رهنمودهای آن پیر فرزانه در وصیت نامه شان خطاب به جوانا ن آمده است ، نصیحت مشفقانة من به شما نوجوانان و جوانان داخل و خارج آن است که از راه اشتباه برگردید؛ و با محرومین جامعه که با جان و دل به جمهوری اسلامی خدمت می‌کنند، متحد شوید و برای ایران مستقل و آزاد فعالیت نمایید تا کشور و ملت از شرّ مخالفین نجات پیدا کند و همه با هم به زندگی شرافتمندانه ادامه دهید. تا چه وقت و برای چه گوش به فرمان اشخاصی هستید که جز به نفع شخصی خود فکر نمی‌کنند و در آغوش و پناه ابرقدرتها با ملت خود در ستیز هستند و شما را فدای مقاصد شوم و قدرت‌طلبی خویش می‌نمایند؟ شما در این سالهای پیروزی انقلاب دیدید که ادعاهای آنان با رفتار و عملشان مخالف است و ادعاها فقط برای فریب جوانان صاف دل است. و می‌دانید که شما قدرتی در مقابل سیل خروشان ملت ندارید و کارهایتان جز به ضرر خودتان و تباهی عمرتان نتیجه‌ای ندارد. من تکلیف خود را که هدایت است ادا کردم. و امید است به این نصیحت که پس از مرگ من به شما می‌رسد و شائبة قدرت طلبی در آن نیست گوش فرا دهید و خود را از عذاب الیم الهی نجات دهید. خداوند منان شما را هدایت فرماید و صراط مستقیم را به شما بنماید.

اما وصیت مهم و مدبرانه دیگر امام ره متوجه گروههای مسلمانی است که از روی اشتباه به غرب و احیاناً به شرق تمایل نشان می‌دهند؛ ایشان در اینباره می فرمایند:وصیت من به گروههای مسلمان که از روی اشتباه به غرب و احیاناً به شرق تمایل نشان می‌دهند و از منافقان که اکنون خیانتشان معلوم شد گاهی طرفداری می‌کردند و به مخالفانِ بدخواهان اسلام از روی خطا و اشتباه گاهی لعن می‌کردند و طعن می‌زدند، آن است که بر سر اشتباه خود پافشاری نکنند و با شهامت اسلامی به خطای خود اعتراف، و با دولت و مجلس و ملت مظلوم برای رضای خداوند هم‌صدا و هم‌مسیر شده و این مستضعفان تاریخ را از شرّ مستکبران نجات دهید؛ و کلام مرحوم مدرس، آن روحانی متعهد پاک سیرت و پاک اندیشه را به خاطر بسپرید که در مجلس افسردة آن روز گفت: اکنون که باید از بین برویم چرا با دست خود برویم.من هم امروز به یاد آن شهید راه خدا به شما برادران مؤمن عرض می‌کنم، ...اگر ما با خون سرخ ، شرافتمندانه با خدای خویش ملاقات کنیم، بهتر از آن است که در زیر پرچم شرق و غرب زندگی اشرافی مرفه داشته باشیم. و این سیره و طریقة انبیای عظام و ائمة مسلمین و بزرگان دین مبین بوده است و ما باید از آن تبعیت کنیم، و باید به خود بباورانیم که اگر یک ملت بخواهند بدون وابستگیها زندگی کنند می‌توانند؛ و قدرتمندان جهان بر یک ملت نمی‌توانند خلاف ایدة آنان را تحمیل کنند.

حضرت امام در ادامه هشدارهای خردمندانه خویش به ذکر نمونه هایی از سرنوشت همنوایی با دولتهای غاصب می پردازد و در فرازی از فرمایشات شان در وصیت نامه ی سیاسی الهی خود در مورد وضعیت افغانستان و عبرتهایی که می توان از وابستگی دولت چپگرای این کشور به شوروی کمونیست و مقاومت توده ی مردم گرفت می فرمایند:از افغانستان عبرت باید گرفت با آنکه دولت غاصب و احزاب چپی با شوروی بوده و هستند، تاکنون نتوانسته‌اند توده‌های مردم را سرکوب نمایند. علاوه بر این اکنون ملتهای محروم جهان بیدار شده‌اند و طولی نخواهد کشید که این بیداریها به قیام و نهضت و انقلاب انجامیده و خود را از تحت سلطة ستمگران مستکبر نجات خواهند داد. و شما مسلمانانِ پایبند به ارزشهای اسلامی می‌بینید، که جدایی و انقطاع از شرق و غرب برکات خود را دارد نشان می‌دهد؛ و مغزهای متفکر بومی به کار افتاده و به سوی خودکفایی پیشروی می‌کند و آنچه کارشناسان خائن غربی و شرقی برای ملت ما محال جلوه می‌دادند، امروز به طور چشمگیری با دست و فکر ملت انجام گرفته و ان‌شاء‌الله تعالی در دراز مدت انجام خواهد گرفت.
امام خمینی همچنین توصیه های ارزنده ای نیز به منتقدان و نویسندگان اشکالتراش ارائه می دهد و در وصیت نامه خویش خطاب به آنان می نویسد:وصیت من به نویسندگان و گویندگان و روشنفکران و اشکالتراشان آن است که به جای آنکه وقت خود را در خلاف مسیر جمهوری اسلامی صرف کنید و هرچه توان دارید در بدبینی و بدخواهی و بدگویی از مجلس و دولت و سایر خدمتگزاران به کار برید، و با این عمل کشور خود را به سوی ابرقدرتها سوق دهید، با خدای خود یک شب خلوت کنید و اگر به خداوند عقیده ندارید با وجدان خود خلوت کنید و انگیزة باطنی خود را که بسیار می‌شود خود انسانها از آن بیخبرند بررسی کنید، ببینید آیا با کدام معیار و با چه انصاف خون این جوانان قلم قلم شده را در جبهه‌ها و در شهرها نادیده می‌گیرید و با ملتی که می‌خواهد از زیر بار ستمگران و غارتگران خارجی و داخلی خارج شود و استقلال و آزادی را با جان خود و فرزندان عزیز خود به دست آورده و با فداکاری می‌خواهد آن را حفظ کند، به جنگ اعصاب برخاسته‌اید و به اختلاف‌انگیزی و توطئه‌های خائنانه دامن می‌زنید و راه را برای مستکبران و ستمگران باز می‌کنید.

همانطور که در فرازهایی از وصیتنامه ی حضرت امام خمینی ره اشاره به قلمها و شخصیتها ی وابسته به غرب و شرق شده است می توان گفت که وطن فروشی و قلم فروشی و وجدان فروشی و دلبستگی به دلارها و ایسمهای بیگانه ، بلاهای خانمانسوزری است که بسیاری از ملتهای آزاده را تهدید می کند . بالاترین تاسف را در این زمینه باید به حال حاکمان و دولتهایی خورد که بریده از ملتهای خود برای حفظ قدرت و موقعیت از اجانب پیروی می کنند و به ملتهای خود پشت کرده اند . اینگونه حاکمان ، بد عاقبت خواهند شد و نمی توانند برای همیشه بر ملتها با دیکتاتوری حکومت کنند و یا انها را باابتذالها و برنامه های خود همراه سازند . مثل آنچه که در افغانستان در زمان حکومتهای وابسته به بلوک کمونیسم گذشت و امام خمینی( ره )هم در وصیت نامه ی خود به آن اشاره داشتند . با این توصیف می توان امیدوار بود که موج بیداری ملتها ، آخرین امید برای رهایی از سلطه ی اجانبی است که ملتها و کشورها را برای زندگی دوروزه ی خود به بهایی ناچیز به یغما می برند .



موضوع مطلب :

وصیتنامه سیاسی‌ ـ الهی

بسم‌الله الرحمن‌ الرحیم

 

قالَ رسولُالله ـ صلَّی‌الله علیه‌ و آله‌ و سلَّم‌: اِنّی‌ تارکٌ فیکُمُ الثّقلَینِ کتابَ اللهِ و عترتی‌ اهلَ بیتی‌؛ فإِنَّهُما لَنْ یفْتَرِقا حَتّی‌ یرِدَا عَلَی الْحَوضَ.

الحمدُلله و سُبحانَکَ؛ اللّهُمَّ صلِّ علی‌ محمدٍ و آلهِ مظاهر جمالِک‌ و جلالِک‌ و خزائنِ اسرارِ کتابِکَ الذی‌ تجلّی‌ فیه‌ الاَحدیه بِجمیعِ أسمائکَ حتّی‌ المُسْتَأْثَرِ منها الّذی‌ لایعْلَمُهُ غیرُک‌؛ و اللعنُ علی‌ ظالِمیهم‌ اصلِ الشجره الخبیثه.

 

 

و بعد، اینجانب‌ مناسب‌ می‌دانم‌ که‌ شمه‌ای‌ کوتاه‌ و قاصر در باب‌ «ثقلین‌» تذکر دهم‌؛ نه‌ از حیث‌ مقامات‌ غیبی‌ و معنوی‌ و عرفانی‌، که‌ قلم‌ مثل‌ منی‌ عاجز است‌ از جسارت‌ در مرتبه‌ای‌ که‌ عرفان‌ آن‌ بر تمام‌ دایرة‌ وجود، از ملک‌ تا ملکوت‌ اعلی‌ و از آنجا تا لاهوت‌ و آنچه‌ در فهم‌ من‌ و تو ناید، سنگین‌ و تحمل‌ آن‌ فوق‌ طاقت‌، اگر نگویم‌ ممتنع‌ است‌؛ و نه‌ از آنچه‌ بر بشریت‌ گذشته‌ است‌، از مهجور بودن‌ از حقایق‌ مقام‌ والای‌ «ثقل‌ اکبر» و «ثقل‌ کبیر» که‌ از هر چیز اکبر است‌ جز ثقل‌ اکبر که‌ اکبر مطلق‌ است‌؛ و نه‌ از آنچه‌ گذشته‌ است‌ بر این‌ دو ثقل‌ از دشمنان‌ خدا و طاغوتیان‌ بازیگر که‌ شمارش‌ آن‌ برای‌ مثل‌ منی‌ میسر نیست‌ با قصور اطلاع‌ و وقت‌ محدود؛ بلکه‌ مناسب‌ دیدم‌ اشاره‌ای‌ گذرا و بسیار کوتاه‌ از آنچه‌ بر این‌ دو ثقل‌ گذشته‌ است‌ بنمایم‌.

شاید جملة‌ لَنْ یفْتَرِقا حتّی‌ یرِدا عَلَی الْحَوض‌ اشاره‌ باشد بر اینکه‌ بعد از وجود مقدس‌ رسول‌الله ـ صلی‌الله علیه‌ و آله‌ و سلم‌ ـ هرچه‌ بر یکی‌ از این‌ دو گذشته‌ است‌ بر دیگری‌ گذشته‌ است‌ و مهجوریت‌ هر یک‌ مهجوریت‌ دیگری‌ است‌، تا آنگاه‌ که‌ این‌ دو مهجور بر رسول‌ خدا در «حوض‌» وارد شوند. و آیا این‌ «حوض‌» مقام‌ اتصال‌ کثرت‌ به‌ وحدت‌ است‌ و اضمحلال‌ قطرات‌ در دریا است‌، یا چیز دیگر که‌ به‌ عقل‌ و عرفان‌ بشر راهی‌ ندارد. و باید گفت‌ آن‌ ستمی‌ که‌ از طاغوتیان‌ بر این‌ دو ودیعة‌ رسول‌ اکرم‌ ـ صلی‌الله علیه‌ و آله‌ و سلم‌ ـ گذشته‌، بر امت‌ مسلمان‌ بلکه‌ بر بشریت‌ گذشته‌ است‌ که‌ قلم‌ از آن‌ عاجز است‌.

و ذکر این‌ نکته‌ لازم‌ است‌ که‌ حدیث‌ «ثقلین‌» متواتر بین‌ جمیع‌ مسلمین‌ است‌ و (در) کتب‌ اهل‌ سنت‌ از «صحاح‌ ششگانه‌» تا کتب‌ دیگر آنان‌، با الفاظ‌ مختلفه‌ و موارد مکرره‌ از پیغمبر اکرم‌ ـ صلی‌الله علیه‌ و آله‌ و سلم‌ ـ به‌ طور متواتر نقل‌ شده‌ است‌. و این‌ حدیث‌ شریف‌ حجت‌ قاطع‌ است‌ بر جمیع‌ بشر بویژه‌ مسلمانان‌ مذاهب‌ مختلف‌؛ و باید همة‌ مسلمانان‌ که‌ حجت‌ بر آنان‌ تمام‌ است‌ جوابگوی‌ آن‌ باشند؛ و اگر عذری‌ برای‌ جاهلان‌ بیخبر باشد برای‌ علمای‌ مذاهب‌ نیست‌.

اکنون‌ ببینیم‌ چه‌ گذشته‌ است‌ بر کتاب‌ خدا، این‌ ودیعة‌ الهی‌ و ماترک‌ پیامبر اسلام‌ صلی‌الله علیه‌ و آله‌ و سلم‌ ـ مسائل‌ أسف‌انگیزی‌ که‌ باید برای‌ آن‌ خون‌ گریه‌ کرد، پس‌ از شهادت‌ حضرت‌ علی‌(ع‌) شروع‌ شد. خودخواهان‌ و طاغوتیان‌، قرآن‌ کریم‌ را وسیله‌ای‌ کردند برای‌ حکومتهای‌ ضد قرآنی‌؛ و مفسران‌ حقیقی‌ قرآن‌ و آشنایان‌ به‌ حقایق‌ را که‌ سراسر قرآن‌ را از پیامبر اکرم‌ ـ صلی‌الله علیه‌ و آله‌ و سلم‌ ـ دریافت‌ کرده‌ بودند و ندای‌ اِنّی‌ تارکٌ فیکُمُ الثقلان‌ در گوششان‌ بود با بهانه‌های‌ مختلف‌ و توطئه‌های‌ از پیش‌ تهیه‌ شده‌، آنان‌ را عقب‌ زده‌ و با قرآن‌، در حقیقت‌ قرآن‌ را ـ که‌ برای‌ بشریت‌ تا ورود به‌ حوض‌ بزرگترین‌ دستور زندگانی‌ مادی‌ و معنوی‌ بود و است‌ ـ از صحنه‌ خارج‌ کردند؛ و بر حکومت‌ عدل‌ الهی‌ ـ که‌ یکی‌ از آرمانهای‌ این‌ کتاب‌ مقدس‌ بوده‌ و هست‌ ـ خط‌ بطلان‌ کشیدند و انحراف‌ از دین‌ خدا و کتاب‌ و سنت‌ الهی‌ را پایه‌گذاری‌ کردند، تا کار به‌ جایی‌ رسید که‌ قلم‌ از شرح‌ آن‌ شرمسار است‌.

و هرچه‌ این‌ بنیان‌ کج‌ به‌ جلو آمد کجیها و انحرافها افزون‌ شد تا آنجا که‌ قرآن‌ کریم‌ را که‌ برای‌ رشد جهانیان‌ و نقطة‌ جمع‌ همة‌ مسلمانان‌ بلکه‌ عائلة‌ بشری‌، از مقام‌ شامخ‌ احدیت‌ به‌ کشف‌ تام‌ محمدی‌(ص‌) تنزل‌ کرد که‌ بشریت‌ را به‌ آنچه‌ باید برسند برساند و این‌ ولیدة‌ «علم‌ الاسما ء » را از شرّ شیاطین‌ و طاغوتها رها سازد و جهان‌ را به‌ قسط‌ و عدل‌ رساند و حکومت‌ را به‌ دست‌ اولیا ء الله، معصومین‌ ـ علیهم‌ صلوات‌ الاولین‌ و الا´خرین‌ ـ بسپارد تا آنان‌ به‌ هر که‌ صلاح‌ بشریت‌ است‌ بسپارند ـ چنان‌ از صحنه‌ خارج‌ نمودند که‌ گویی‌ نقشی‌ برای‌ هدایت‌ ندارد و کار به‌ جایی‌ رسید که‌ نقش‌ قرآن‌ به‌ دست‌ حکومتهای‌ جائر و آخوندهای‌ خبیثِ بدتر از طاغوتیان‌ وسیله‌ای‌ برای‌ اقامة‌ جور و فساد و توجیه‌ ستمگران‌ و معاندان‌ حق‌ تعالی‌ شد. و مع‌الاسف‌ به‌ دست‌ دشمنان‌ توطئه‌گر و دوستان‌ جاهل‌، قرآن‌ این‌ کتاب‌ سرنوشت‌ساز، نقشی‌ جز در گورستانها و مجالس‌ مردگان‌ نداشت‌ و ندارد و آنکه‌ باید وسیلة‌ جمع‌ مسلمانان‌ و بشریت‌ و کتاب‌ زندگی‌ آنان‌ باشد، وسیلة‌ تفرقه‌ و اختلاف‌ گردید و یا بکلی‌ از صحنه‌ خارج‌ شد، که‌ دیدیم‌ اگر کسی‌ دم‌ از حکومت‌ اسلامی‌ برمی‌آورد و از سیاست‌، که‌ نقش‌ بزرگ‌ اسلام‌ و رسول‌ بزرگوار صلی‌الله علیه‌ و آله‌ و سلم‌ ـ و قرآن‌ و سنت‌ مشحون‌ آن‌ است‌، سخن‌ می‌گفت‌ گویی‌ بزرگترین‌ معصیت‌ را مرتکب‌ شده‌؛ و کلمة‌ «آخوند سیاسی‌» موازن‌ با آخوند بی‌دین‌ شده‌ بود و اکنون‌ نیز هست‌.

و اخیراً قدرتهای‌ شیطانی‌ بزرگ‌ به‌ وسیلة‌ حکومتهای‌ منحرفِ خارج‌ از تعلیمات‌ اسلامی‌، که‌ خود را به‌ دروغ‌ به‌ اسلام‌ بسته‌اند، برای‌ محو قرآن‌ و تثبیت‌ مقاصد شیطانی‌ ابرقدرتها قرآن‌ را با خط‌ زیبا طبع‌ می‌کنند و به‌ اطراف‌ می‌فرستند و با این‌ حیلة‌ شیطانی‌ قرآن‌ را از صحنه‌ خارج‌ می‌کنند. ما همه‌ دیدیم‌ قرآنی‌ را که‌ محمدرضا خان‌ پهلوی‌ طبع‌ کرد و عده‌ای‌ را اغفال‌ کرد و بعض‌ آخوندهای‌ بیخبر از مقاصد اسلامی‌ هم‌ مداح‌ او بودند. و می‌بینیم‌ که‌ ملک‌ فهد هر سال‌ مقدار زیادی‌ از ثروتهای‌ بی‌پایان‌ مردم‌ را صرف‌ طبع‌ قرآن‌ کریم‌ و محالّ تبلیغاتِ مذهبِ ضد قرآنی‌ می‌کند و وهابیت‌، این‌ مذهب‌ سراپا بی‌اساس‌ و خرافاتی‌ را ترویج‌ می‌کند؛ و مردم‌ و ملتهای‌ غافل‌ را سوق‌ به‌ سوی‌ ابرقدرتها می‌دهد و از اسلام‌ عزیز و قرآن‌ کریم‌ برای‌ هدم‌ اسلام‌ و قرآن‌ بهره‌برداری‌ می‌کند.

 



ادامه مطلب ...

موضوع مطلب :

 
درباره وبلاگ
احسان



موضوعات
 
صفحات وبلاگ

نويسندگان
RSS Feed