درسهایی از وصایای امام
 
۱۳۸٩/۸/٢ :: ٩:۳٢ ‎ب.ظ :: نويسنده : احسان

یکی از مسائل مهم مطرح شده در وصیت نامه سیاسی- عبادی امام خمینی ره، هشدار های خردمندانه و عبرت دهنده ایشان نسبت فعالیت گروهها و گروهکهای مختلف است.ایشان در این رابطه در وصیت نامه سیاسی- عبادی اشان توصیه های خردمندانه و هشیارهای عبرت آموزانه ای به این گروهها داشته اند، بگونه ای که ایشان در این مورد نسبت به این گروهها می فرمایند:نصیحت و وصیت من به گروهها و گروهکها و اشخاصی که در ضدیت با ملت و جمهوری اسلامی و اسلام فعالیت می‌کنند، اول به سران آنان در خارج و داخل، آن است که تجربة طولانی به هر راهی که اقدام کردید و به هر توطئه‌ای که دست زدید و به هر کشور و مقامی که توسل پیدا کردید به شماها که خود را عالم و عاقل می‌دانید، باید آموخته باشند که مسیر یک ملت فداکار را نمی‌شود، با دست زدن به ترور و انفجار و بمب و دروغ پردازیهای بی‌سر و پا و غیر حساب شده منحرف کرد، و هرگز هیچ حکومت و دولتی را نمی‌توان با این شیوه‌های غیر انسانی و غیر منطقی ساقط نمود، بویژه ملتی مثل ایران را که از بچه‌های خردسالش تا پیرزنها و پیرمردهای بزرگسالش، در راه هدف و جمهوری اسلامی و قرآن و مذهب جانفشانی و فداکاری می‌کنند. شماها که می‌دانید (و اگر ندانید بسیار ساده‌لوحانه فکر می‌کنید) که ملت با شما نیست و ارتش با شماها دشمن است. و اگر فرض بکنید با شما بودند و دوست شما بودند، حرکات ناشیانة شما و جنایاتی که با تحریک شما رخ داد آنان را از شما جدا کرد و جز دشمن تراشی کار دیگری نتوانستید بکنید. ایشان همچنین وصایای بسیار دلسوزانه و هشدار دهنده ای را به این گروهها و گروهکها ارائه می دهند و همواره آنها را از خطر استعمار و غرب آگاه می سازد؛ اگر که متنبه و هشیار شوند؛ اما م امت در اینباره در وصیت نامه خویش خطاب به این گروهها می فرمایند:من وصیت خیرخواهانه در این آخر عمر به شما می‌کنم که اولاً با این ملت طاغوت زدة رنج کشیده که پس از 2500 سال ستمشاهی با فدا دادن بهترین فرزندان و جوانانش خود را از زیر بار ستم جنایتکارانی همچون رژیم پهلوی و جهانخواران شرق و غرب نجات داده به جنگ و ستیز برخاسته‌اید. چطور وجدان یک انسان هر چه پلید باشد، راضی می‌شود برای احتمال رسیدن به یک مقام با میهن خود و ملت خود اینگونه رفتار کند و به کوچک و بزرگ آنها رحم نکند؟ من به شما نصیحت می‌کنم دست از این کارهای بیفایده و غیر عاقلانه بردارید و گول جهانخواران را نخورید. و در هر جا هستید اگر به جنایتی دست نزدید به میهن خود و دامن اسلام برگردید و توبه کنید که خداوند ارحم الراحمین است؛ و جمهوری اسلامی و ملت از شما ان‌شاء‌الله می‌گذرند. و اگر دست به جنایتی زدید که حکم خداوند تکلیف شما را معین کرده، باز از نیمه راه برگشته و توبه کنید. و اگر شهامت دارید تن به مجازات داده و با این عمل خود را از عذاب الیم خداوند نجات دهید؛ والاّ در هر جا هستید عمر خود را بیش از این هدر ندهید و به کار دیگر مشغول شوید که صلاح در آن است.

همچنین در فرازی از رهنمودهای آن پیر فرزانه در وصیت نامه شان خطاب به جوانا ن آمده است ، نصیحت مشفقانة من به شما نوجوانان و جوانان داخل و خارج آن است که از راه اشتباه برگردید؛ و با محرومین جامعه که با جان و دل به جمهوری اسلامی خدمت می‌کنند، متحد شوید و برای ایران مستقل و آزاد فعالیت نمایید تا کشور و ملت از شرّ مخالفین نجات پیدا کند و همه با هم به زندگی شرافتمندانه ادامه دهید. تا چه وقت و برای چه گوش به فرمان اشخاصی هستید که جز به نفع شخصی خود فکر نمی‌کنند و در آغوش و پناه ابرقدرتها با ملت خود در ستیز هستند و شما را فدای مقاصد شوم و قدرت‌طلبی خویش می‌نمایند؟ شما در این سالهای پیروزی انقلاب دیدید که ادعاهای آنان با رفتار و عملشان مخالف است و ادعاها فقط برای فریب جوانان صاف دل است. و می‌دانید که شما قدرتی در مقابل سیل خروشان ملت ندارید و کارهایتان جز به ضرر خودتان و تباهی عمرتان نتیجه‌ای ندارد. من تکلیف خود را که هدایت است ادا کردم. و امید است به این نصیحت که پس از مرگ من به شما می‌رسد و شائبة قدرت طلبی در آن نیست گوش فرا دهید و خود را از عذاب الیم الهی نجات دهید. خداوند منان شما را هدایت فرماید و صراط مستقیم را به شما بنماید.

اما وصیت مهم و مدبرانه دیگر امام ره متوجه گروههای مسلمانی است که از روی اشتباه به غرب و احیاناً به شرق تمایل نشان می‌دهند؛ ایشان در اینباره می فرمایند:وصیت من به گروههای مسلمان که از روی اشتباه به غرب و احیاناً به شرق تمایل نشان می‌دهند و از منافقان که اکنون خیانتشان معلوم شد گاهی طرفداری می‌کردند و به مخالفانِ بدخواهان اسلام از روی خطا و اشتباه گاهی لعن می‌کردند و طعن می‌زدند، آن است که بر سر اشتباه خود پافشاری نکنند و با شهامت اسلامی به خطای خود اعتراف، و با دولت و مجلس و ملت مظلوم برای رضای خداوند هم‌صدا و هم‌مسیر شده و این مستضعفان تاریخ را از شرّ مستکبران نجات دهید؛ و کلام مرحوم مدرس، آن روحانی متعهد پاک سیرت و پاک اندیشه را به خاطر بسپرید که در مجلس افسردة آن روز گفت: اکنون که باید از بین برویم چرا با دست خود برویم.من هم امروز به یاد آن شهید راه خدا به شما برادران مؤمن عرض می‌کنم، ...اگر ما با خون سرخ ، شرافتمندانه با خدای خویش ملاقات کنیم، بهتر از آن است که در زیر پرچم شرق و غرب زندگی اشرافی مرفه داشته باشیم. و این سیره و طریقة انبیای عظام و ائمة مسلمین و بزرگان دین مبین بوده است و ما باید از آن تبعیت کنیم، و باید به خود بباورانیم که اگر یک ملت بخواهند بدون وابستگیها زندگی کنند می‌توانند؛ و قدرتمندان جهان بر یک ملت نمی‌توانند خلاف ایدة آنان را تحمیل کنند.

حضرت امام در ادامه هشدارهای خردمندانه خویش به ذکر نمونه هایی از سرنوشت همنوایی با دولتهای غاصب می پردازد و در فرازی از فرمایشات شان در وصیت نامه ی سیاسی الهی خود در مورد وضعیت افغانستان و عبرتهایی که می توان از وابستگی دولت چپگرای این کشور به شوروی کمونیست و مقاومت توده ی مردم گرفت می فرمایند:از افغانستان عبرت باید گرفت با آنکه دولت غاصب و احزاب چپی با شوروی بوده و هستند، تاکنون نتوانسته‌اند توده‌های مردم را سرکوب نمایند. علاوه بر این اکنون ملتهای محروم جهان بیدار شده‌اند و طولی نخواهد کشید که این بیداریها به قیام و نهضت و انقلاب انجامیده و خود را از تحت سلطة ستمگران مستکبر نجات خواهند داد. و شما مسلمانانِ پایبند به ارزشهای اسلامی می‌بینید، که جدایی و انقطاع از شرق و غرب برکات خود را دارد نشان می‌دهد؛ و مغزهای متفکر بومی به کار افتاده و به سوی خودکفایی پیشروی می‌کند و آنچه کارشناسان خائن غربی و شرقی برای ملت ما محال جلوه می‌دادند، امروز به طور چشمگیری با دست و فکر ملت انجام گرفته و ان‌شاء‌الله تعالی در دراز مدت انجام خواهد گرفت.
امام خمینی همچنین توصیه های ارزنده ای نیز به منتقدان و نویسندگان اشکالتراش ارائه می دهد و در وصیت نامه خویش خطاب به آنان می نویسد:وصیت من به نویسندگان و گویندگان و روشنفکران و اشکالتراشان آن است که به جای آنکه وقت خود را در خلاف مسیر جمهوری اسلامی صرف کنید و هرچه توان دارید در بدبینی و بدخواهی و بدگویی از مجلس و دولت و سایر خدمتگزاران به کار برید، و با این عمل کشور خود را به سوی ابرقدرتها سوق دهید، با خدای خود یک شب خلوت کنید و اگر به خداوند عقیده ندارید با وجدان خود خلوت کنید و انگیزة باطنی خود را که بسیار می‌شود خود انسانها از آن بیخبرند بررسی کنید، ببینید آیا با کدام معیار و با چه انصاف خون این جوانان قلم قلم شده را در جبهه‌ها و در شهرها نادیده می‌گیرید و با ملتی که می‌خواهد از زیر بار ستمگران و غارتگران خارجی و داخلی خارج شود و استقلال و آزادی را با جان خود و فرزندان عزیز خود به دست آورده و با فداکاری می‌خواهد آن را حفظ کند، به جنگ اعصاب برخاسته‌اید و به اختلاف‌انگیزی و توطئه‌های خائنانه دامن می‌زنید و راه را برای مستکبران و ستمگران باز می‌کنید.

همانطور که در فرازهایی از وصیتنامه ی حضرت امام خمینی ره اشاره به قلمها و شخصیتها ی وابسته به غرب و شرق شده است می توان گفت که وطن فروشی و قلم فروشی و وجدان فروشی و دلبستگی به دلارها و ایسمهای بیگانه ، بلاهای خانمانسوزری است که بسیاری از ملتهای آزاده را تهدید می کند . بالاترین تاسف را در این زمینه باید به حال حاکمان و دولتهایی خورد که بریده از ملتهای خود برای حفظ قدرت و موقعیت از اجانب پیروی می کنند و به ملتهای خود پشت کرده اند . اینگونه حاکمان ، بد عاقبت خواهند شد و نمی توانند برای همیشه بر ملتها با دیکتاتوری حکومت کنند و یا انها را باابتذالها و برنامه های خود همراه سازند . مثل آنچه که در افغانستان در زمان حکومتهای وابسته به بلوک کمونیسم گذشت و امام خمینی( ره )هم در وصیت نامه ی خود به آن اشاره داشتند . با این توصیف می توان امیدوار بود که موج بیداری ملتها ، آخرین امید برای رهایی از سلطه ی اجانبی است که ملتها و کشورها را برای زندگی دوروزه ی خود به بهایی ناچیز به یغما می برند .



موضوع مطلب :

 
درباره وبلاگ
احسان



موضوعات
 
صفحات وبلاگ

نويسندگان
RSS Feed